الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )

مقدمة المترجم 19

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )

روابط آنها با سلاطين و ملوك معاصرشان بدست داده است . اين كتاب گذشته از تاريخ آق قوينلو از جهت تحقيق در مقدمات ظهور دولت قزلباش صفويه اهميت تمام دارد . البته سخنان او در اين باب از لحن خصومت خالى نيست . ( 1 ) كتاب به اسلوب منشيانه و به عبارات مشحون از نوادر الفاظ و صنايع بديع نگارش يافته و گذشته از جهات ديگر همين امر نيز خود از اسباب عدم شهرت و رواج آن گشته است . 3 - ابطال نهج الباطل و اهمال كشف العاطل ، اين كتاب كه متن دوّم كتاب حاضر است ، ردّ بر كتاب نهج الحق و كشف الصدق علَّامهء حلَّى مىباشد . فضل اللَّه پس از خلع بايسنقر ( 898 ق . ) توقف بيشتر در دربار آق قوينلو را براى خود مناسب نيافت و قلمرو پر مخالفت و آشوب زدهء آن حكومت را ترك گفته به موطن خود اصفهان بازگشت و مقارن ايامى كه سپاهيان شاه اسماعيل صفوى به نواحى مركزى ايران تاختند ، در جمادى الثانى 909 ق . اين كتاب را در كاشان نوشت . در اينكه آيا كاشان ، كاشان ايران است يا كاشان ماوراء النهر ، بين محققان اختلاف نظر است . آقاى منوچهر ستوده اظهار نظر كرده كه منظور كاشان ايران است زيرا فضل الله كتاب ابطال الباطل را در سوّم جمادى الثانى 909 ق . تمام كرده و خود در مهمان نامهء بخارا ص 351 اظهار مىكند : « تاريخ سنه عشر و تسمعمأة ( 910 ) اين فقير از عراق به خراسان آمدم و در اواخر شهر ربيع الاوّل به زيارت مشهد رضوى على ساكنه السلام فايز گشتم . » و آنگاه نتيجه مىگيرد كه اگر ابطال الباطل را در كاشان ماوراء النهر نوشته بود مىبايست تاريخ تأليف آن پس از سال 910 باشد نه در 909 كه خود بدان تصريح كرده است . ( 2 ) امّا قاضى نور الله شوشترى كه احقاق الحق را در ردّ ابطال الباطل نوشته ، تصريح كرده كه نگارش آن در كاشان ماوراء النهر بوده است . ( 3 ) آقاى محمد على موحد هم كه سلوك الملوك فضل اللَّه را در تهران به چاپ رسانده ، با توجه به قرائن ديگرى كه به نظر وى دلالت روشن دارد ، معتقد است كه ابطال الباطل در كاشان ماوراء النهر نوشته شده نه در كاشان ايران . ( 4 ) به هر حال به رغم آنكه از فضل و دانش فضل سخن گفته مىشود ، همانگونه كه ملاحظه خواهيد كرد ، در اين كتاب لحنى گزنده و توأم با سبّ و ناسزاگويى به كار مىبرد . فضل در مواردى تجاهل و مكابره پيش مىگيرد و روايات مسلَّم و صحيح اهل سنت را كه در متون معتبر و صحاح سته آنان آمده ، انكار مىكند و از اساس باطل مىشمرد امّا مرحوم مظفر دستش را رو

--> ( 1 ) تاريخ ايران بعد از اسلام ، ص 52 . ( 2 ) مهمان نامهء بخارا ، ص 23 . ( 3 ) احقاق الحق ، جلد 2 ، ص 100 . ( 4 ) سلوك الملوك ، ص 11 .